در بحبوحه «چیدمان» انقباضی مجلس هشتم ارتجاع، بالاگرفتن دعوای سرگشاده بین حداد عادل و احمدینژاد، بهبحران رژیم دامن زد و شهد قبضه كرسى ها را به كام مرتجعین بیدنده و ترمز تلخ كرد: «اخبار تلخ هفته گذشته، آنچنان که در چینش رسانهیی بازتاب یافت، فضای اختلاف را واتاب میدهد و این چیز ناخوشایندی برای مردم و رهبری است» (رسالت 7اردیبهشت). چهار روز پیشتر، خود خامنهای هم، برآشفته از «فضای اختلاف، درگیری، مچگیری و ایرادگیری»، هشدار داده بودكه «دشمنان را خوشحال نكنند». آش چنان شور است كه احمدینژاد و حداد عادل خودشان در همان حین درگیری متوجه فضحیت هستند. منتها احمدینژاد به حداد عادل اعتراض میكند كه «آیا شایسته نبود سه دقیقه وقت برای یك مكالمه ساده تلفنی و سؤال از مسئول مربوطه در معاونت حقوقی رئیسجمهور اختصاص مییافت؟» و حداد عادلـ بازهم سرگشادهـ جواب میدهدكه «نامه مورخ دوم اردیبهشت هشتادوهفت جنابعالی را در رسانهها خواندم. اینجانب نیز مانند جنابعالی برادرانه و متواضعانه عرض میكنم كه این قبیل مطالب و مسائل كه گاهی ممكن است موجب سوءتفاهم شود و دستاویز مخالفان قرار گیرد، كوچكتر و كماهمیتتر از آن است كه به یك جدال و مناقشه آزار دهنده میان مجلس و دولت منجر شود». اما «جدال و مناقشه مجلس و دولت»، ماجرای عزل دو وزیر كابینه را هم برجسته كرد و نصایح روزنامههای باندغالب نیز مزید برعلت شد. رقیبان محذوف هم انتقادات «سه روزنامه اصولگرا» را درمورد «عزل وزیران كشور و اقتصاد، منازعه با دانشجعفری و حداد عادل»، دستاویز قرار دادند و با مچگیری از احمدینژاد بهخاطر«تشویش اذهان عمومی و مشكلسازی برای امنیت ملی»، افزودند كه: «در این میان، استفاده از تعبیر «غیرمدبرانه» از سوی روزنامه رسالت و همچنین بهكار رفتن عنوان «تشویش اذهان» در روزنامه حزبالله در خصوص عملكرد احمدینژاد، حائز اهمیت است؛ چرا كه روزنامه رسالت بدین ترتیب یكی از شرایط مندرج در قانون اساسی برای رئیسجمهور را در خصوص احمدینژاد زیر سؤال برده و روزنامه حزبالله نیز اتهامی مجرمانه را به احمدینژاد نسبت داده كه در هر دو صورت، به شرط اثبات یا برای اعاده حیثیت، قابلپیگرد قانونی است»(روزـ 8 اردیبهشت). راستی چرا در بلوغ تكپایگی و در اوج تلاش ولیفقیه برای انقباض و بستن شكاف ها، و با وجود تمكین ذلتبار باندهای مغلوب و مطرود، نظام آخوندی این چنین دچار آشفتگی و بحران است؟ چرا كار بهجایی میرسد كه رزنامه رسالت با اشاره به حرف خامنهای، به حداد عادل و احمدینژاد تذكر میدهد: «به فصلالخطابها توجه كنند»! و روزنامه حزبالله هشدار میدهد كه «اندكی بیندیشیم، چرا بر سر شاخه نشستهایم و شاخه را میبریم؟» و بالاخره، چرا این هشدارها و نصیحتها، بهجای كاهش و فروكش بحران، سبب تشدید آن میشود؟ پاسخ را باید در این تحلیل واقعبینانه جستجو كرد كه میگوید یكپایگی رژیم و روی كارآمدن احمدینژاد «اقدامی نه از سر قدرت و ظرفیت، بلکه از سر ضعف و تهكشیدن ظرفیت و توان ولیفقیه است»؛ تحولی كه«رژیم ولایتفقیه را در مرحله پایانی و در سراشیب سرنگونی به دوران جدیدی وارد میكند و سرفصل جدیدی در مبارزه مردم ایران برای به زیركشیدن استبداد مذهبی محسوب میشود»(بیانیه شورای ملی مقاومت، مرداد84).
اين
سايت متعلق به عموم مردم ايران و برخاسته از خون شهيدان و رزم
آزاديخواهان است، تا هر كجا ميتوانيد مطالب آن را تكثير و در اختيار
ساير هموطنان قرار دهيد