پخش زنده

رادیو مجاهد

728 x 90

-

۱۰سال پایداری در اشرف

-

--
--
اشغال عراق توسط آمریکا ـ فروردین 82 / بمباران مجاهدین

در روز 29اسفند 1381 (مارس 2003)، آمریکا به همراه نیروهای متحد خود، عراق را به‌طور گسترده‌یی مورد حمله قرار داد. قبل از شروع حمله، مجاهدین هم به دولت عراق و هم به آمریکا و نیروهای ائتلاف اعلام کردند که در این جنگ کاملاً بی‌طرفند و هیچ‌گونه دخالتی در آن ندارند و به‌منظور اثبات این ادعا، مختصات جغرافیایی قرارگاههای مختلف خود در عراق را نیز، برای هیأت نمایندگی سازمان ملل‌متحد در عراق (آنمویک) ارسال کردند. اما نیروهای مهاجم در یک بند و بست ننگین با فاشیسم دینی حاکم بر ایران، قرارگاههای مجاهدین و نیروهای ارتش آزادیبخش را مورد شدیدترین بمبارانها قرار دادند. در جریان این حملات، بیش از 50تن از مجاهدین به‌شهادت رسیدند و دهها تن دیگر مجروح گردیدند. اما رزمندگان به دستور فرمانده کل ارتش آزادی‌بخش، با انضباطی شگفت‌انگیز، برای دفاع مشروع از خود، حتی یک گلوله نیز شلیک نکردند و به این ترتیب نقشهٴ رژیم را که روی درگیری مجاهدین و ارتش آمریکا و نابودی آن در این رویارویی سرمایه‌گذاری کرده بود، نقش بر آب کردند.

گردآوری سلاحهای مجاهدین اردیبهشت 82
بعد از پایان جنگ در اردیبهشت82 در توافقنامه‌یی با عنوان «گردآوری و سرجمع کردن تسلیحات» که بین فرماندهان ارتش آمریکا و جانشین رهبری مجاهدین در اشرف، خانم مژگان پارسایی امضا شد، مجاهدین موافقت کردند در ازای پذیرش مسئولیت حفاظت‌شان از سوی آمریکا، سلاحها و مهمات خود را به ارتش آمریکا تحویل دهند.
رهبر مقاومت آقای مسعود رجوی داستان این توافق و خیانت طرف مقابل به آن را در سلسله آموزشهای درونی مجاهدین (در رمضان ـ تیر و مرداد 92 ـ پخش در تاریخ 8مرداد 92، از سیمای آزادی) تشریح کرد و از جمله گفت:
«گردآوری و سرجمع کردن تسلیحات در مقر سپاه دوم عراق بود که آمریکاییها ما‌به‌ازای بمبارانها، به‌خودمان برگردانده بودند و اسم آن را پایگاه علوی گذاشته بودیم…
از اردیبهشت82 تا آبان83، ما مرتباً به‌تانکها و تسلیحاتمان، در پایگاه علوی سر می‌زدیم و آمار آن را داشتیم و نظارت می‌کردیم و بعضاً تنظیف سلاحها توسط خودمان انجام می‌شد.
حتی در موافقتنامه‌هایی که در تیر83 پس از اعلام موقعیت قانونی افراد حفاظت‌شده تحت کنوانسیون4 ژنو، بین یکایک مجاهدین با نیروهای آمریکایی امضا شد، آنچه مجاهدین پذیرفتند، فقط این بود که «به‌طور غیرقانونی» سلاح برنمی‌دارند و در هیچ مخاصمه‌یی وارد نمی‌شوند. به‌عبارت دیگر در این موافقتنامه، برداشتن و استفاده از سلاح به‌طور قانونی، کاملاً مجاز و برحق شناخته شده است. والاّ مجاهدین موافقتنامه را امضا نمی‌کردند.
اما ناگهان در 9آبان 83 با معامله و خیانتی بزرگ مواجه شدیم… از این پیشتر، چند روز بود که رژیم با جنجال بسیار در رسانه‌هایش از توقیف سلاحها و مهمات مجاهدین، توسط دولت انتقالی عراق خبر می‌داد. بنابراین مجاهدین به سرعت دست به‌کار شدند و قبل از این‌که ژنرال آمریکایی به‌ملاقات بیاید، با شدیدترین اعتراض و ارائهٴ انبوهی اسناد و مدارک به‌او نوشتند که نقض توافق قابل‌قبول نیست. در مجموعه اسناد ارائه شده، به‌روشنی ثابت می‌شد که بسیاری از سلاحها و مهمات ما، غنائمی بود که در 100رشته عملیات ارتش آزادیبخش از رژیم به‌دست آورده بودیم. همچنین بسیاری را هم از وزارت دفاع عراق خریداری کرده بودیم که اسناد و رسید پرداخت پولهای آن به‌وزارت دفاع عراق موجود بود و در همین مجموعه، به‌فرماندهی نیروهای آمریکایی داده شد.
… در نامه اعتراضی مجاهدین به‌معاون فرمانده کل نیروهای ائتلاف، به‌امضای برادر مجاهد مهدی براعی، به‌تاریخ اول نوامبر2004 درباره تسلیحات و مهمات، با یادآوری قرارداد آتش‌بس و ذکر توافقات بعدی، با تأکید بر این‌که به‌گواهی بیانیه سخنگوی وزارت‌خارجه آمریکا، ارتش آزادیبخش ملی ایران و مجاهدین خلق ایران، در جنگ، نیروی متخاصم و طرف مخاصمه نبوده‌اند، موارد زیر خاطرنشان شده بود:
- «طبق رسیدهای امضا شده‌یی که نزد سازمان مجاهدین خلق ایران موجود است، ما با حداکثر تفاهم و همکاری، درمجموع، 19761قطعه سلاح به‌نیروهای آمریکایی تحویل دادیم (820 خودرو زرهی، 1123تیربارهای زرهی، 510 قطعه توپخانه، 308قطعه سلاحهای پدافندی و 17000قطعه سلاحهای پیاده) » …
- «سازمان مجاهدین خلق ایران، همچنین انبوه مهمات خود را به‌نیروهای آمریکایی تحویل داد و ما اکنون رسیدهای تحویلدهی 17، 318تن مهمات را در اختیار داریم (شامل 17، 119، 573عدد انواع فشنگها و گلوله‌ها و موشکها و مواد انفجاری) ».
- «از سوی دیگر، در هیچ‌کجا و در هیچ موافقتنامه و اطلاعیه‌یی، از ”توقیف“ سلاحها صحبت نشده و ”گردآوری“ سلاحها و مهمات، طبق توافق 10می 2003 به‌طور داوطلبانه صورت گرفته است».
… با این حال دو روز بعد، ژنرال معاون فرمانده به‌ملاقات خواهر مجاهد مژگان پارسایی آمد و یک نامه رسمی از جانب نیروهای چند‌ملیتی به‌تاریخ 2نوامبر 2004 (12آبان 1383) ارائه کرد.
این نامه می‌گفت که فرماندهی کل نیروهای چند‌ملیتی تصمیم گرفته است، تسلیحات مجاهدین را به‌دولت انتقالی عراق منتقل کند؛ چرا که این تجهیزات به‌تضمین یک آیندهٴ امن و ایمن برای عراق کمک خواهد کرد!…
4روز بعد، در پاسخ به‌همین نامه، خواهر مژگان از موضع مسئول اول سازمان، در نامه‌یی به‌تاریخ 17آبان 1383، با شدیدترین اعتراض و با استناد به‌نظریه‌های متعدد حقوقی، به‌ژنرال پاسخ داد که قسمتهایی را برایتان می‌خوانم:
- «این قطعاً یک شوک و یک ضربه به‌امید مردم ایران و کلیه کسانی است که برای دموکراسی در ایران، با ملا‌های ضددموکراتیک مبارزه می‌کنند. ملایانی که از ابتدای حاکمیتشان، با شعار «صدور انقلاب اسلامی به‌عراق» و «فتح قدس از طریق کربلا» پیوسته در رؤیای بلعیدن عراق بوده‌اند و هم‌اکنون نیز، بخش اعظم مشکلات و ناامنی‌های عراق زیر سر آنهاست.
آشکار بود که بار دیگر معامله و خیانتی صورت گرفته است. نقض قراردادها و التزامات هیچ‌گاه محض رضای خدا صورت نمی‌گیرد. 12روز قبل از آن، در 21اکتبر 2004 خبرگزاری فرانسه پیشنهادات و مشوقهای جک استراو و دوویلپن و یوشکا فیشر به‌رژیم ایران را، در مورد تعلیق غنی‌سازی اورانیوم فاش کرده بود.
در این معاملهٴ کثیف، بدون شرم و حیا، به‌گزارش خبرگزاری فرانسه نوشته شده بود که اگر دولت ایران پیشنهاد را بپذیرد «ما در ممانعت و سرکوب اقدامات تروریستی… به‌نگریستن به‌مجاهدین خلق (گروه مقاومت ایرانی) به‌عنوان سازمانی تروریستی ادامه خواهیم داد».
این مشوق، به‌قدری خلاف عرف و اخلاق و قانون بود که اعتراضات گسترده‌یی برانگیخت. از جمله
- 200هزار نفر از مردم عراق در بیانیه خود خاطرنشان کردند: «معامله‌کنندگان با رژیم ایران نشان دادند که برچسب تروریستی علیه مجاهدین فقط اهرمی برای زد و بندهای کثیف و نامشروع سیاسی است. ما این کرنش در مقابل باج‌خواهی رژیم تروریستی حاکم بر ایران را که فقط باعث تشویق و ترویج تروریسم و
خونریزی و افزایش نا‌امنی در خاک کشور ما و قربانی نمودن مقاومت عادلانه و مشروع مردم ایران می‌شود، به‌عنوان عملی غیراخلاقی محکوم می‌کنیم».


استاتوی کنوانسیون 4 ژنو خرداد 83
از اواخر سال 82، ارگانهای متعدد اطلاعاتی و امنیتی آمریکا، برای بررسی وضعیت مجاهدان اشرف شروع به‌کار نمودند که نهایتاً پس از چند نوبت تحقیق و بررسی دقیق توسط 9 ارگان مختلف امنیتی و اطلاعاتی آمریکا، پیرامون سوابق یکایک اعضا و رزمندگان ارتش آزادی‌بخش، که 16ماه به‌طول انجامید، کارت ”شخص حفاظت‌شده“ توسط ارتش آمریکا برای تک‌تک ساکنان اشرف صادر شد و دولت آمریکا به موجب آن، متعهد به رعایت مفاد کنوانسیون4 ژنو و اصل «نان‌رفولمان» (ممنوعیت جابه‌جایی اجباری) دربارهٴ ساکنان اشرف گردید. تعهدی که در سال2009 و احاله حفاظت ساکنان اشرف به دولت عراق آشکارا آن را نقض کرد.

حمایتهای ۲.۸ و ۵.۲ و 3 میلیون شیعه (سالهای 84 تا 87)
بیانیه ۲.۸ میلیون نفر (اردیبهشت 84)
در مراسمی که روز 6اردیبهشت 84 در شهر اشرف برگزار شد، شخصیتها و نمایندگان اقشار و عشایر مختلف عراق فهرست امضاها و لوح بیانیه 2میلیون و 800هزار تن از مردم عراق را به مجاهدین خلق ایران تقدیم کردند. در این مراسم صدها تن از شخصیتهای سیاسی و اجتماعی و نمایندگان اقشار و عشایر مختلف عراق از استانهای مختلف این کشور که بیانیه مردم عراق علیه دخالتهای رژیم آخوندی و در همبستگی با مجاهدین خلق ایران را امضا کردند، حضور داشتند.
قبل از آن طی کنفرانسی که در هتل بابل بغداد برگزار گردید، نمایندگان 10حزب و جریان سیاسی دیگر در عراق، پشتیبانی قاطع خود را از بیانیه 2میلیون و 800هزار تن از مردم این کشور در حمایت از سازمان مجاهدین خلق ایران اعلام کردند.

بیانیه تاریخی ۵.۲ میلیون نفر (خرداد 85)
روز شنبه 17ژوئن 2006 (27خرداد 85)، کنگره همبستگی مردم عراق اجلاس بزرگ خود را برای اعلام همیستگی با مردم ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران با حضور نمایندگان 121حزب، جمعیت، مؤسسه، انجمن و کانون سیاسی، فرهنگی و صنفی با شرکت 10هزار تن از مردم عراق در شهر اشرف برگزار کرد. این کنگره به بیانیه تاریخی مردم که 5میلیون و 200هزار تن از مردم عراق عراق آن را امضا کرده‌اند، پرداخت. این بیانیه از فوریه تا ژوئن2006 توسط 121حزب و جریان سیاسی و اجتماعی عراق به جریان افتاده و امضاکنندگان همگی 18سال به بالا و دارای اسامی و آدرسهای مشخص و در دسترس و تإیید شده توسط شیوخ عشایر، حقوقدانان و وکلای عراقی و معتمدین محلی می‌باشند. 700هزار زن، 14هزار وکیل و حقوقدان، 19هزار پزشک، 35هزار مهندس، 320روحانی، 540 استاد دانشگاه، 2هزار تن از شیوخ عشایر و معتمدان محلی و نزدیک به 300تن از مقامات محلی در شمار امضاکنندگان هستند. در این بیانینه آمده است: «ما عراقیان امضاکننده این بیانیه، با درود به 120هزار شهید آزاد ی ایران، حمایت خود را از اپوزیسیون دموکراتیک تحت رهبری آقای مسعود رجوی که برای آزادی و صلح و برادری در ایران مبارزه می‌کند، اعلام می‌کنیم. راه‌حل مسأله ایران، هم‌چنان که خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران اعلام کرده است، نه مماشات و نه اشغال نظامی بلکه پشتیبانی از جنبش مقاومت مردم ایران است.

بیانیه 3میلیون تن از شیعیان عراق (خرداد87)
چهارمین اجلاس سالانه کنگره همبستگی مردم عراق، اجلاس ویژه شیعیان، در تاریخ 25خرداد 1387 در شهر اشرف برگزار شد. در این کنگره بیش از 3میلیون تن از شیعیان عراق در یک بیانیه تاریخی ضرورت طرد رژیم آخوندها و عوامل این رژیم از عراق و همچنین ضرورت رفع محدودیتها از سازمان مجاهدین خرق ایران را به‌عنوان وزنه تعادل استراتژیک در برابر دست‌اندازیهای رژیم حاکم بر ایران اعلام کردند. بیانیه امضا شده از سوی 3میلیون تن از شیعیان عراق در چهارمین گردهمایی از اجلاس سالانه کنگره همبستگی مردم عراق با حضور بیش از هزار تن از نمایندگان 135حزب و انجمن سیاسی و اجتماعی و صنفی در شهر اشرف اعلام شد. هیأتهای استانها در گردهمایی شیعیان، بیانیه تاریخی 3میلیون شیعه عراقی را به خانم صدیقه حسینی، مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران تقدیم کردند. 110شورای شیوخ و سازمان و مجتمع غیردولتی، 197 اتحادیه، سندیکا و انجمن صنفی، 164شیخ کل، بیش از 8800تن از شیوخ و معتمدین عشایر، 5814وکیل و حقوقدان، 353روحانی و خطیب، 23030پزشک و مهندس، استاد دانشگاه و بیش از 374هزار زن آزاده شیعه، در شمار امضا‌کنندگان هستند. بیش از 3میلیون تن از شیعیان عراق در بیانیه خود خاطرنشان کردند: «امروزه دیگر کمترین تردیدی باقی نمانده که تمامی این جنایتها و شقاوتها از سوی سپاه پاسداران و نیروی تروریستی قدس و اطلاعات و سفارتخانه و کنسولگریهای رژیم ایران در عراق، طراحی می‌شود. سردمداران حکومت ایران، به صراحت کشتار و ترور در «خیابانهای بغداد» را عامل «برتری» خود در مقابل آمریکا اعلام می‌کنند، لیکن اپوزیسیون خود در عراق، سازمان مجاهدین خلق ایران را متهم به تروریسم و انفجارها و هدف قرار دادن شهروندان و قتل و آدم‌ربایی با کمک نیروهای آمریکایی می‌کنند».

انتقال حفاظت به‌دولت عراق ـ دی 87
از تابستان 2008 با انتشار خبر توافق آمریکا و عراق مبنی بر بیرون رفتن نیروهای آمریکایی از این کشور و تحویل حفاظت اشرف و مجاهدین آن به‌دولت عراق، کارزار بین‌المللی در حفاظت از اشرفیها آغاز شد و اشرف‌نشانان تحصن خود را در ژنو، نیویورک و واشینگتن در اعتراض به‌نقض صریح توافق توسط دولت آمریکا، آغاز کردند. این اعتراض در ادامه خود به 5‌قاره دنیا سرایت کرد. علاوه بر حمایتهای مردم و شخصیتهای شریف عراقی، از رئیس دانشگاه الازهر و قاضی‌القضات فلسطین تا رهبران مذهبی مسیحی و از اکثریت نمایندگان مجلس اردن و شخصیتهای سیاسی و حقوقی و پارلمانی در مصر و فلسطین تا هزاران پارلمانتر و حقوقدان در اروپا و آمریکا و کانادا و استرالیا، همراه با برجسته‌ترین شخصیتها و معتبرترین نهادهای حقوق‌بشری در یک همبستگی جهانی با اشرف به‌هم پیوستند. در این مدت چندین هیأت عالیرتبه‌پارلمانی و حقوقی از کشورهای مختلف جهان از اشرف بازدید کردند.
در نهایت، در اثر کارزار چند ماهه در دفاع از حقوق و حفاظت مجاهدان اشرف، کمیته بین‌المللی صلیب‌سرخ نیز طی بیانیه‌یی تصریح کرد که «به تمام مقامهای مسئول این پرونده، دولتهای آمریکا و عراق، این نکته را متذکر شده‌ایم که آنها مسئول حفظ جان مجاهدین هستند».
سفارت آمریکا در بغداد در تاریخ 8 دیماه 87 اعلام کرد: «نیروهای آمریکایی، حضور خود را در قرارگاه اشرف حفظ خواهند کرد و به کمک کردن به دولت عراق در اجرای تضمین رفتار انسانی با ساکنان قرارگاه، ادامه خواهند داد». همچنین «دولت عراق به‌دولت آمریکا تضمینهای مکتوبی در خصوص رفتار انسانی با ساکنان اشرف طبق قانون اساسی عراق و قوانین و التزامات بین‌المللی ارائه داده است». علاوه بر این «دولت آمریکا و دولت عراق با سازمانهای ذیربط بین‌المللی کار خواهند کرد تا به‌ساکنان قرارگاه برای یک آینده امن کمک نمایند». به‌دنبال آن، خانم مریم رجوی از کلیه اشرف‌نشانان خواست به‌تحصن 126روزه خود در برابر مراکز ملل‌متحد خاتمه بدهند.
به این ترتیب در روز اول ژانویه سال 2009 (12دیماه 87)، در آستانه خروج نیروهای آمریکایی از عراق، این کشور، مسئولیت حفاظت از مجاهدین در قرارگاه اشرف را تحویل دولت عراق داد. اما دولت مالکی که هر روز بیش از روز قبل مشخص شد، مجری محض دستورات رژیم ایران است، یک محاصره ضدانسانی تمام‌عیار را، از جمله شامل محاصره غذایی، دارویی و پزشکی، بر ساکنان اشرف تحمیل کرد تا آنان را مجبور به‌تسلیم و ندامت و بازگشت به‌ایران تحت حاکمیت ملاها کند، اما مجاهدین اشرفی از یک سو با پایداری پرشکوه خود و از سوی دیگر به‌یمن تلاشها و راهگشاییهای خستگی‌ناپذیر خانم مریم رجوی که کارزار بین‌المللی بی‌مانندی را در حمایت از اشرفیها هدایت کرده و می‌کند، تمام این فشارها و توطئه‌ها را در هم شکستند.

حذف لیست اتحادیه اروپا ـ بهمن 87
در اردیبهشت 81 (مه 2002) به‌دنبال یک معامله کثیف و زدوبند سیاسی و یک معامله اقتصادی 7میلیارد دلاری، اتحادیه اروپا نام سازمان مجاهدین خلق ایران را در لیست سازمانهای تروریستی خود برد و به‌این ترتیب ننگ مماشات با فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران را به‌جان خرید. از همان تاریخ، کارزار عظیم سیاسی، حقوقی مقاومت ایران برای کنار زدن این برچسب ناچسب شروع شد و به‌مدت 7سال طول کشید. ابتدا دادگاههای انگلستان حکم به‌حذف نام سازمان مجاهدین از لیست این کشور دادند. در روز دوشنبه شب سوم تیر 87 لایحه حذف نام مجاهدین از لیست ممنوعه در هر دو مجلس عوام و اعیان انگلستان به‌تصویب نهایی رسید. در لایحه تقدیمی وزیر کشور آمده بود: «این سازمان دیگر ممنوعه نخواهد بود».
به‌دنبال آن در آذر 87، دادگاه عدالت اروپا برای سومین بار برچسب تروریستی علیه سازمان مجاهدین خلق ایران را لغو کرد. دادگاه عدالت اروپا همچنین حکم کرد شورای وزیران اتحادیه اروپا باید کلیه هزینه‌های مجاهدین برای دادگاه را بپردازد. این حکم ظرف کمتر از 24ساعت پس از جلسه استماع دادگاه صادر شد.
در تاریخ 7بهمن 87 اتحادیه اروپا که قبل از آن 3بار در دادگاه عدالت اروپا شکست خورده بود، مجبور شد به‌قانون و عدالت تن داده، برچست تروریستی را از نام سازمان مجاهدین خلق ایران حذف کند و به‌این ترتیب در این زمینه، به 7سال مماشات ننگین با حکومت آخوندی پایان بدهد. خانم مریم رجوی در پیامی به‌همین مناسبت گفتند: «ستون فقرات سیاست استمالت اروپا در هم شکست. سرمایه‌گذاری استراتژیک ملایان برای به‌محاق بردن مقاومت فرو ریخت و از امروز چرخهای تغییر دموکراتیک در ایران با شتاب مضاعف شروع به‌حرکت خواهند نمود… اتحادیه اروپا می‌بایست خسارت عظیم مردم ایران از بابت این برچسب ظالمانه را جبران کند و به جای مقاومت مشروع آنان این رژیم نامشروع و قرون‌وسطایی را در لیست تروریستی قرار دهد، تحریمهای همه‌جانبه بر آن اعمال کند و پرونده جنایاتش علیه مردم ایران به‌شورای امنیت ملل‌متحد را ارجاع کند». خانم رجوی کارزار 7ساله حقوقی و سیاسی مقاومت ایران علیه برچسب ظالمانه تروریستی را جزو ضروری مبارزه علیه فاشیسم دینی حاکم و لازمه استقرار دموکراسی در ایران توصیف نمود و تأکید کرد «این برچسب بزرگترین کمک به‌ماندگاری فاشیسم دینی حاکم بر ایران بوده است. حقیقتی که از خشم دیوانه‌وار آخوندها نسبت به‌لغو این برچسب می‌توان تشخیص داد. آنها از هیچ فشار سیاسی و دیپلوماتیک و از هیچ تهدید و تطمیعی برای جلوگیری از حذف برچسب خودداری نکردند. برخی قدرتها و صاحبان منافع بزرگ اروپایی نیز همه تلاش خود را برای نادیده گرفتن احکام دادگاه به‌عمل آوردند و در آخرین روزها نیز برای خوش آمدن رژیم به‌یک فرجام‌خواهی بی‌حاصل دست زدند».
برچسب ناروای تروریسم به‌مجاهدین، نه تنها به‌اعدام و سرکوب در ایران کمک کرده بلکه به‌گسترش جنگ و خونریزی در منطقه دامن زده است. تنها راه‌حل بحران ایران، تغییر دموکراتیک توسط مردم و مقاومت ایران است. امروز به‌جای مشارکت در سرکوب اپوزیسیون دموکراتیک این رژیم، اتحادیه اروپا می‌بایست مقاومت ایران را که برای دموکراسی و جدایی دین از دولت مبارزه می‌کند را به‌رسمیت بشناسد

فروغ ايران (7-6مرداد 88)
ششم و هفتم مرداد 1388، وقایعی در اشرف رخ داد که جهان را تکان داد. وقایعی که در تحولات سیاسی، تأثیر کیفی داشت و بسیاری از معادلات را تغییر داد. قبل از 6مرداد، نزدیک به‌دو ماه بود که یکانهایی از پلیس عراق جلو در اصلی‌اشرف مستقر شده بودند. آنها می‌گفتند که می‌خواهند داخل قرارگاه، ایستگاه پلیس دایر کنند. وقایع 6 و 7مرداد نشان داد که ایستگاه پلیس بهانه است. نیت اصلی، متلاشی کردن اشرف و اخراج مجاهدین بوده است.
در طرف مقابل هم مجاهدین تصمیم خودشان را گرفته بودند: مقاومت برای حفظ اشرف، تا پای جان.
در این دو ماه، مزدوران چندین بار برای تحمیل خواسته‌هایشان به‌اشرفیها، نیرو آوردند. اما هر بار دیدند که باید یک دیوار انسانی چند لایه را رد کنند تا بتوانند وارد شوند و به‌همین دلیل منصرف شدند.
تحولات از شب 5مرداد رنگ و بوی دیگری گرفت. رنگ و بویی متفاوت از همیشه. در روز 5مرداد تلویزیون العراقیه خبری به‌قرار زیر پخش کرد: «قرار است دولت عراق مسئولیت امنیت قرارگاه اشرف را در کادر اجرای توافقنامه خروج که بین بغداد و واشینگتن امضاء شده، تحویل بگیرد. سخنگوی رسمی دولت، علی دباغ خاطرنشان کرد که دولت به‌برخورد انسانی با افراد موجود در قرارگاه بر اساس آنچه که قوانین بین‌المللی متداول تعیین کرده، ملتزم است. وی تأکید کرد که تا زمانی‌که قوانین جاری عراق رعایت شود، دولت اقدام به‌کوچ دادن هیچ‌یک از آنها یا اخراج اجباری آنان از عراق نمی‌کند».
به موجب موافقتنامه‌ای که تک‌به‌تک ساکنان اشرف با نیروهای آمریکایی امضا کرده‌اند ساکنان اشرف، همه سلاحهایشان را تحویل داده و تروریسم را هم محکوم کرده‌اند. در مقابل، طرف آمریکایی هم متعهد شده تا زمان تعیین تکلیف نهایی نفرات اشرف، یعنی تا زمانی که به‌کشور خودشان برگردند یا به‌یک کشور ثالث بروند و یا اجازه اقامت در کشور عراق پیدا کنند، حفاظت این افراد را در اشرف تأمین کند. امضای مقام آمریکایی جرج جانز که یک افسر ارتش است در زیر موافقتنامه مزبورکه در ژوئیه2004 امضاشده، دیده می‌شود.
علاوه بر این، یک نامه هم از طرف ژنرال ویلیام براندنبرگ به‌خانم صدیقه حسینی مسئول اول وقت سازمان مجاهدین خلق ایران و تمام ساکنان اشرف در تاریخ 7 اکتبر 2005 ارسال شده، در این نامه که یک نسخه از آن به‌هریک از ساکنان اشرف داده شده، ضمن تأکید بر استاتوی ساکنان اشرف به‌عنوان افراد حفاظت‌شده تحت کنوانسیون چهارم ژنو روی حقوق مشخصی از اشرفیان تأکید شده است. ولی در این دو روز هیچ اقدامی از طرف نیروهای آمریکایی مستقر در اشرف که بعضاً به‌فیلمبرداری از صحنه‌ها می‌پرداختند، صورت نگرفت. در روزهای 6 و 7مرداد ۱۳۸۸، گله‌های وحشی و جنایتکار دست‌آموز خامنه‌ای ـ مالکی با خودروهای هاموی، آب‌پاش، لودر، سلاح گرم، چماق، داس، تبر و میله آهنی و… به‌اشرف حمله کردند، تخریب کردند و مجاهدان بی‌سلاح و بی‌سپر را آماج شقاوت‌بارترین ضربات خود قرار دادند. آنها در این حملات وحشیانه، 11مجاهد خلق را شهید کردند، صدها نفر را مجروح و دچار نقص‌عضو و بیش از هزار نفر را به‌شدت مصدوم کردند و 36مجاهد خلق مصدوم و مجروح را به‌گروگان گرفتند و بخشی از اموال را هم تخریب یا به‌سرقت بردند. گروگانها تنها پس از 72روز اعتصاب‌غذا که 7روز آن اعتصاب خشک بود، در آخرین لحظات حیات توانستند از اسارت دژخیمان رها شده و به‌اشرف بازگردند. اما آنچه هرگز برای جنایتکاران مهاجم و آمران آنها قابل تصور نبود، پایداری و مقاومت مافوق طاقت انسانی بود که زنان و مردان اشرفی با گوشت و پوست خود برای حفظ آن قیام کردند و به‌این ترتیب با دست خالی، تهاجم گله‌های تا دندان مسلح را با شکست حتمی مواجه کردند و دشمن را درسطح جهانی نیز افشا و مفتضح نمودند.

فروغ اشرف (19فروردین 90)
دولت دست‌نشانده مالکی که از 300 بلندگو و لجن‌پراکنهای یک‌ساله خود علیه مجاهدین نتیجه‌یی نگرفته بود، مجدداً به‌دستور فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران، طرح تهاجم و کشتار دیگری را در دستور خود قرار داد. به‌این خاطر از نیمه‌شب شنبه 13فروردین 1390، نیروهای لشکر پنجم عراق به‌دستور مالکی نخست‌وزیر این کشور، با ستونهای زرهی بخشهایی از اشرف را به‌اشغال خود درآوردند. لشکرکشی و اشغال نظامی اشرف که یک منطقه کاملاً غیرنظامی و خلع‌سلاح شده بود، ناقض قوانین و کنوانسیونهای بین‌المللی از جمله کنوانسیون4 ژنو بود. در همین رابطه مقاومت ایران طی اطلاعیه‌های متعددی از ملل‌متحد و دولت آمریکا مصرانه خواست که جلو یک کشتار جدید را بگیرند. ولی سیاست مماشات مانع از برخورد قاطع با این جنایت شد. در نتیجه در تاریک و روشن بامداد 19فروردین 90، ده یگان نظامی شامل دست‌کم 6گردان زرهی و پیاده به‌اشرف یورش بردند. شلیک زرهی‌ها و تیربارها به‌طور فشرده و سنگین بیش از 6ساعت ادامه داشت و سپهبد جنایتکار علی غیدان فرمانده نیروی زمینی ارتش عراق مستقیماً حمله جنایتکارانه نیروهای تحت‌امر مالکی را فرماندهی کرد. وی در صحنه، دستور شلیک به‌زنان و مردان بیسلاح و بیدفاعی را که در آنجا جمع شده بودند صادر کرد.
برای دومین بار هنگام تهاجم نیروهای مالکی به‌اشرف، رابرت گیتس وزیر دفاع وقت آمریکا در عراق به‌سر می‌برد.
طبق دستورالعمل فرماندهان تحت‌امر مالکی، نیروهای سرکوبگر به‌غارت و سرقت اموال ساکنان پرداخته و هر چه را هم که نتوانستند غارت کنند، نابود کردند. در جریان این تهاجم جنایتکارانه، 22نفر توسط زرهیها زیر گرفته شدند و حتی از رساندن مجروحان در حال اغما به‌بیمارستان جلوگیری شد.
به‌روشنی طرح قتل‌عام تمام مجاهدان اشرف در میان بود. اما در این میان زنان و مردان اشرف، با عزمی آهنین و اراده‌ای سترگ به‌دفاع از کیان و شرف یک ملت اسیر برخاسته بودند. یک تابلو شگفت‌انگیز که از یک طرف نیاز مبرم رژیم ولایت‌فقیه را به‌انهدام مقاومت سازمان‌یافته نشان می‌داد و از طرف دیگر ذلت و زبونی مماشاتگرانی را به‌نمایش می‌گذاشت که با بیرون کشیدن یگان آمریکایی مستقر در اشرف، بر یک جنایت در شرف وقوع چشم بستند.
مسئولان مقاومت در اشرف، به‌جانشین نیروهای چندملیتی و نمایندگان دولت و سفارت آمریکا گفتند، دو روز قبل از حمله 19فروردین هم مجدداً به‌سازمان ملل و آمریکاییها گفته شد که ما اصراری در ماندن در عراق نداریم و همین الآن می‌توانند هواپیما بیاورند و همه ساکنان اشرف را به‌آمریکا که سلاحهایشان را از آنها گرفته و یا به‌اروپا ببرند. هزینه هواپیما را هم خودمان می‌دهیم.
در 19فروردین 90، بی‌تردید چنان‌چه آمریکا و ملل‌متحد و اتحادیه اروپا به‌مسئولیت خود عمل می‌ک‌ردند، چنان کشتاری پیش نمی‌آمد و قطعاً قابل پیشگیری بود.
خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، در پی جنایت هولناک و ضدبشری مالکی در اشرف که به‌دستور خامنه‌ای دژخیم صورت گرفت، طی پیامی ضمن درود به‌شهیدان اشرف، گفت: کثرت مجروحان به‌علت به‌کارگیری روشهای ضدبشری از سوی گردانهای مالکی و نیز دسترسی نداشتن به‌درمان سریع، باعث شد ساعت به‌ساعت بر شمار شهیدان افزوده شود. در جریان این تهاجم، مجموعاً 36مجاهد خلق به‌شهادت رسیدند و صدها نفر دیگر مجروح شدند.

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات