پخش زنده

رادیو مجاهد

728 x 90

شقه دروني رژيم,

مفهوم پیام نوروزی رفسنجانی

-

آخوند رفسنجانی
آخوند رفسنجانی
چکیده:
«بر سر آنم که‌ گر ز دست برآید            دست به کاری زنم که غصه سر آید»
رفسنجانی تمام آنچه را که می‌خواسته بگوید در این بیت، به‌طور غیرمستقیم رسانده است. پرسیدنی است که رفسنجانی خیال چه کاری دارد؟ می‌خواهد دست به چه کاری بزند؟
رفسنجانی در اظهارات پیشین خود نیز بارها و به‌مناسبتهای مختلف از این غصه و نگرانی خود سخن گفته و تکرار کرده که هدف او نجات رژیم است. ناگفته پیداست که نجات رژیم از سرنگونی مورد نظر اوست و این، آن «کار» مورد نظر رفسنجانی است. این «کار» البته فراتر از مثلاً نجات رژیم از بحران اقتصادی می‌باشد؛ این برای رفسنجانی، تحصیل حاصل است، چرا که او سکان اقتصاد را عملاً به دست گرفته و این خط و نقشه مسیر او که همان اقتصاد سرمایه‌داری وابسته است تحت عنوان «اقتصاد مقاومتی» قرار است پیش برود و چنان که دیدیم خامنه‌ای هم به آن اذعان می‌کند.

نوروز امسال، ویژگیهای زیادی داشت که هر کدام در جای خود، شایان توجه و بررسی است. یکی از آنها پیام نوروزی رفسنجانی است. صرف‌نظر از محتوای پیام، نفس پیام دادن او که از سالهای پس از دورهٴ ریاست‌جمهوری‌اش تا کنون بی‌سابقه است، پیام و مفهوم مهمی دارد. اولین معنی آن، علنی شدن دوسرگی نظام است. البته پیش از این هم چندان پوشیده نبود که با روی کارآمدن حسن روحانی، رژیم عملاً دوسره شده است، زیرا چه کسی نمی‌داند صاحب اختیار اصلی دولت روحانی، رفسنجانی است و نه خامنه‌ای. خود رفسنجانی حداقل یک بار صراحتاً گفت که روحانی گزارش کارهایش را به شخص او می‌دهد. حتی خود خامنه‌ای هم، دو سرگی را تلویحاً تأیید و مهر کرده است؛ به‌خصوص آنجا که در بیانیه «ابلاغ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی» صراحتاً اعلام کرد که این بیانیه «پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام» یعنی رفسنجانی تدوین شده است. به این ترتیب اکنون دادن پیام نوروزی توسط رفسنجانی، تنها واقعیتی را که وجود و عملاً کارکرد داشت، اعلان نمود.
علاوه بر نفس پیام دادن، محتوای پیام رفسنجانی هم، اگر ‌چه بسیار کوتاه و دو خطی است، اما پر معنا و در خور توجه است. او در پیام خود این بیت حافظ را آورده است:
«بر سر آنم که‌ گر ز دست برآید                دست به کاری زنم که غصه سر آید»
رفسنجانی تمام آنچه را که می‌خواسته بگوید در این بیت، به‌طور غیرمستقیم رسانده است. پرسیدنی است که رفسنجانی خیال چه کاری دارد؟ می‌خواهد دست به چه کاری بزند؟ پیش از پاسخ به این پرسش، خوب است بدانیم که دقیقاً این پرسش را باند ولی‌فقیه نیز مطرح می‌کند. روزنامه جوان ارگان بسیج (27/اسفند/92) طی مقاله‌یی با عنوان: «آخرین گام سیاسی «هاشمی» چیست؟» می‌نویسد: «مواضع این روزهای «آیت‌الله‌ هاشمی رفسنجانی» با سؤالهای زیادی همراه است. … این پیر سیاست در این ایام به چه می‌اندیشد و به‌عنوان آخرین گام سیاسی کجا را هدف گرفته است؟»
ممکن است جواب به این سؤال، در ابتدای امر، قدری دشوار باشد، بنابراین از ساده‌تر شروع می‌کنیم. منظور از «غصه» چیست؟ چندان پنهان نیست که منظور از «غصه» همین وضعیت رژیم است. همین گرداب بحرانهاست که کشتی شکستهٴ رژیم در آن افتاده و با شتابی روزافزون به دور خود می‌چرخد. رفسنجانی در اظهارات پیشین خود نیز بارها و به‌مناسبتهای مختلف از این «غصه «و «نگرانی» خود سخن گفته و پیوسته تکرار کرده که هدف او «نجات نظام» است. ناگفته پیداست که نجات رژیم از سرنگونی مورد نظر اوست و این، آن «کار» مورد نظر رفسنجانی است. این «کار» البته فراتر از مثلاً نجات رژیم از بحران اقتصادی می‌باشد؛ این برای رفسنجانی، تحصیل حاصل است؛ چرا که او در حال حاضر سکان اقتصاد را عملاً به دست گرفته و این خط و نقشه مسیر اوست تحت عنوان «اقتصاد مقاومتی» قرار است پیش برود و چنان که دیدیم خامنه‌ای هم به آن اذعان می‌کند. به‌علاوه رفسنجانی بهتر از هر کس می‌داند که «اصلاح اقتصادی» بجز تغییر یا دست‌کم اصلاح ساختار سیاسی امکان‌پذیر نیست. ساختار سیاسی دیکتاتوری ولایت‌فقیه هم اصلاً راز سر به مهری نیست. روشن است که هر تغییر یا اصلاحی در این ساختار، تنها با تغییر و برکناری ولی‌فقیه یا دست‌کم محدود کردن قدرت و اختیارات مطلقه او امکان‌پذیر است. این هم کاری است که رفسنجانی از مدتها پیش شروع کرده و مجدانه به‌دنبال آن است. کما این‌که آماج اصلی همهٴ مصاحبه‌ها، سخنرانیها و فاش‌گوییهای رفسنجانی، شخص خامنه‌ای است که البته در لفافهٴ نازکی از احترامات معمول بیان می‌شود و تمرکز رفسنجانی بر بیان این واقعیت است که ولی‌فقیه افتاده و شخص خامنه‌ای مسئول اصلی وضعیت فاجعه‌بار رژیم و شرایط انفجاری جامعه می‌باشد. بنابراین سؤال روزنامه ارگان بسیج که به آن اشاره کردیم: «رفسنجانی کجا را هدف گرفته؟» سؤالی است که همگان، هم در داخل و هم در خارج رژیم، جوابش را می‌دانند. همین روزنامه در ادامه همان مطلب با اشاره به متحدان رفسنجانی در درون و حاشیهٴ رژیم، تصریح می‌کند: «مجموع این طیف به‌دنبال ایجاد «ساخت جدیدی از قدرت» هستند تا به هدف «نهایی» خود بیندیشند و در همان مسیر گام بگذارند».
بنابراین، رفسنجانی نه تنها تصمیم خود را گرفته، بلکه وارد مرحله اجرای آن هم شده است. تنها می‌ماند این سؤال که «آیا می‌تواند؟» این سؤال خود رفسنجانی هم هست؛ «گر ز دست برآید…» از شتابی که رفسنجانی در موضع‌گیریهایش گرفته پیداست که خود او هم به خوبی می‌داند که در مسابقه با بمب ساعتی «سرنگونی» که مرتب تیک‌تاک می‌کند، وقت زیادی ندارد. این را حتی باند ولی‌فقیه هم اذعان می‌کند، در ادامه همان مقاله ارگان بسیج می‌خوانیم: «سن و سالهاشمی دیگر اجازه صبر نمی‌دهد، بنابراین می‌توان انتظار داشت که آخرین فن خود را رو کند. اما این آخرین فن و گام نهایی چه می‌تواند باشد؟».

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات