پخش زنده

رادیو مجاهد

728 x 90

-

صدای دلنواز شکستن استخوانهای فرتوت ارتجاع - منصور قدرخواه

-

شادروان منصور قدرخواه
شادروان منصور قدرخواه
این مطلب گزیده مقاله شادروان منصور قدرخواه است که در مجاهد شماره 451 در سال 78 منتشر شده بود

سؤال تاریخی در مقابل همه هنرمندان و روشنفکران
اکنون در این مرحله از تاریخمان یک پرسش تاریخی در مقابل همه هنرمندان و روشنفکران قرار دارد و آن این‌که در این نبرد سرنوشت‌ساز بین مردم و این رژیم خونخوار جانب کدام طرف را دارند؟

وقتی به این سؤال، که از اساسی‌ترین پرسشهای تاریخی در مقابل هر ایرانی است، فکر می‌کنم و به‌ اوضاع مردم می‌اندیشم، بسیاری توقعات از عنصر فرهنگی و به‌طور مشخص از هنرمندان در ما زنده می‌شود، زیرا آنان به‌دلیل نوع کارشان نمی‌توانند چشمهای خود را بر ‌حقایق ببندند و حیله‌ها و نیرنگهای رژیم را نادیده بگیرند.

آبشخور هنر اصیل و مردمی همیشه از بیان چگونگی شرایط زندگی مردم و رو‌در‌رویی‌های آنان با حاکمان ظالم به‌وجود آمده است و بر اساس ضرب‌المثل معروف، حرفی که این چنین از دل برآید بر دل نشیند. به‌همین دلیل هنرمندان و شاعران مردمی در قلبهای مردم جا دارند و شعرهای آنان زمزمه روزمره مردم و استدلالهای نهفته در سخنانشان است.

هنر را ادراک عاطفی از طبیعت و پیرامون تعریف کرده‌اند. نقش هنرمندان همانند سیستم عصبی جامعه است. آنها در قبال هر ‌دردی واکنش عدالتخواهانه خاص خود را دارند. به‌این ترتیب در زمانی‌که صدای تازیانه‌های دژخیمان آخوندها بر گرده مردمان ستمدیده و فریاد دلخراش ناشی از آن در چارسوی میهن شنیده می‌شود، چشمک و چراغ زدن به‌آخوند خاتمی و گفتن این‌که هنر کاری به‌سیاست ندارد چیزی جز همدستی با آخوندها نیست.

روشنفکران و هنرمندان در کارشان، در افکارشان نمی‌تواند از زمان خود و اتفاقات آن متأثر نباشند و کار خود را بی‌تأثیر از آن بدانند. آنان نبض و عصب جامعه هستند. با دردها غمگین می‌شوند و با شادیها به‌شور می‌آیند. در اوج یأس، امید را در دل زنده نگاه می‌دارند و آن را تقویت می‌کنند. آنها هرگز واقعیت را به‌فراموشی نمی‌سپارند. دوستان و دشمنان مردم را به‌خوبی و به‌وضوح تشخیص می‌دهند و خود و مردمشان را فریب نمی‌دهند. زیرا وقتی در تاریکی و در سرما روزگار می‌گذرانند، نمی‌تواند تعریف روشنایی و گرما را به‌دست بدهند. وقتی شاهد سوختن حرث و نسل یک میهن هستند، قادر نخواهند بود که ناجی صلح و سازش با ستمگران باشند. آنان باید کارشان با نیازهای روحی یک جامعه همخوان باشد.

سخن آخر این‌که در شرایط فعلی هنرمندانی که همگام با مردم ایران درصدد سرنگونی رژیم آخوندها هستند جز یاری رساندن به‌ مقاومت و ارتش آزادیبخش راه دیگری ندارند. مقاومتی که طی دو دهه مبارزه خونبار همواره برای گرد‌هم آوردن تمامی نیروهای مردمی و آزادیخواه و وطن پرست، با هر مرام و عقیده‌یی که باشند، بیشترین بها را پرداخته و دستهایش را به سوی هر ایرانی متعهد دراز نموده است.

در طول تاریخ، هنرمندان پیشروان فکری جامعه بوده‌اند که از طریق کار خود و در مواردی با برگرفتن سلاح، به ‌نبرد با عاملان زورگو بر خواسته‌اند. در کشور ما نیز هنرمندان مردمی با حمایت از مقاومت عادلانه مردم ایران به یاری آنان می‌شتابند. مردم ایران از آنها که به ‌بهانه‌های مختلف به آسیاب ستمگران خونریز آبها ریخته‌اند و با سکوت خود با آنان مماشات کرده‌اند، بیزاری می‌جویند و از سازشهای نفرت‌انگیز آنها به‌زشتی یاد می‌کنند. خوشا به‌حال هنرمندان و روشنفکرانی که در مقابله با سازشکاران قرار دارند‌.

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات