پس درود و صد درود بر بنیانگذار كبیر مجاهدین محمد حنیفنژاد، بر سعید محسن و علیاصغر بدیعزادگان، آنان كه سنگ بنای آرمانی، ملی و عقیدتی این میراث عظیم و تاریخی را با قدم صدق خود پیریزی كردند و با خون پاكشان آبیاری نمودند.
و سلام و صد سلام، بر راهبران انقلاب و آزادی مسعود و مریم، كه امانت بزرگ بنیانگذاران و میراث بیبدیل تاریخ ایران، سازمان مجاهدین خلق را در دامان مهر و رأفت خود پرورش دادند، از گزندهای زمانه حراست كردند و در دل توفانها و نشیبوفرازهای روزگار هدایتش نمودند و ماندگاری ابدیش را تضمین كردند.
چهلوپنج سال پیش، بنیانگذاران سازمان نهفقط بنبست مبارزه در برابر دیكتاتوری پیشین را گشودند، بلكه با الهام از سرچشمههای اصیل توحید و ایدئولوژی رهاییبخش اسلام، سازمانی انقلابی را پایهریزی كردند كه آنتیتز تاریخی ارتجاع مذهبی در ایران است و بزرگترین سد آرمانی و سیاسی در برابر آن میباشد.
سازمانی مردمگرا، دموكراتیك و پیشرو و منطبق با خصوصیات ویژه جامعه ایران كه در سیاهترین ادوار تاریخ ایران، یعنی در دوران سلطه استبداد دینی، جدیترین همآورد حاكمیت آخوندی است و پاسخ كارساز و آیندهدار در برابر بنیادگرایی و تروریسم صادراتی آن بهشمار میرود.
سازمانی كه شالوده آرمانی و سیاسی آن از دل تاریخ و فرهنگ ایران برخاسته و به همین دلیل، همچون بذری اصیل و رویان، بر دل جامعه و نسلهای آینده نشسته و جنگلی سرسبز و انبوه از مجاهدان آزادیستان را در سراسر خاك پهناور ایران پدید آورده و شگفتی و شعف تاریخ معاصر میهنمان را برانگیخته است.
ذالك مثلهم فی التوارات ومثلهم فی الآنجیل كزرع اخرج شطئه فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع.(سوره فتح آیه 29)
اینچنین است مثل آنها در تورات و مثل آنها در انجیل، همچون كشتزاری كه شاخسارانش روییده و بر ساقههایش استوارشده و حیرت كشتكاران را برانگیخته است.
بهمناسبت سالروز تولد سازمان مجاهدین خلق ایران، در زیر مرور كوتاهی به مهمترین سرفصلهای سازمان میكنیم:
سازمان مجاهدین خلق ایران در نیمه شهریورماه سال 1344 توسط محمد حنیفنژاد، سعید محسن و علیاصغر بدیعزادگان تأسیس شد. بنیانگذاران مجاهدین پس از جمعبندی مبارزات گذشته مردم ایران به این نتیجه رسیدند كه علت اصلی شكستهای آنها در اثر فقدان رهبری ذیصلاح و اتخاذ شیوههای نامناسب مبارزه بوده است. این مبارزات بهطور عمده فاقد سازماندهی و تشكیلات انقلابی، استراتژی علمی و ایدئولوژی مشخص بوده و در سطح رهبری از عناصر حرفهیی برخوردار نبوده است. بنیانگذاران سازمان پس از این جمعبندی به ضرورت مبارزه مسلحانه در آن مرحله، بهعنوان شكل محوری مبارزه، تأكید كردند و بر اساس این یافتهها و تجارب، سازمان مجاهدین خلق ایران را بنیان نهادند.
بنیانگذاران در اولین مرحله به این نتیجه رسیدند كه برای تداوم و ماندگاری سازمان نیاز است كادرهای همهجانبه برای رهبری آینده و تدوین استراتژی سازمان تربیت شوند. فعالیت سازمانی بنیانگذاران از شهریور1344 تا 1348 صرف تأمین این دو وظیفه مهم و تاریخی شد. تدوین استراتژی سازمان از اواخر سال1347 آغاز شد. 16نفر از كادرهای مسئول سازمان، بهمدت 8ماه، در گروههای 4 یا 5نفره به مطالعه و بحث پیرامون مسائل استراتژیك پرداختند و پس از 8ماه تلاش شبانهروزی، استراتژی سازمان حول وضعیت اقتصادی-ـاجتماعی جامعه، وضعیت نیروهای اجتماعی، شكل صحیح مبارزه و مراحل استراتژیك، تدوین شد.
بعد از اتمام بحثهای استراتژی، ضرورت پیادهكردن این استراتژی در عمل پیش آمد. در زمستان سال 48، اولین تماس سازمان با یكی از مسئولین الفتح برقرار شد. هدف از این تماس استفاده از تجربههای سیاسی و نظامی انقلاب فلسطین بود.
در شهریور ماه1350، ساواك شاه كه در آستانه برگزاری جشنهای 2500ساله، درصدد ضربهزدن به نیروهای مبارز بود تا بتواند این جشنها را با حضور میهمانان خارجی بدون دردسر برگزار كند، توانست از طریق خیانت شاهمراد دلفانی ـ فردی كه برای تهیه سلاح در ارتباط با ناصر صادق از اعضای سازمان قرار گرفته ولی خودش را به ساواك فروخته بودـ هجوم گستردهیی را به سازمان و دیگر نیروهای مبارز انجام دهد. به این ترتیب بعد از ماهها شناسایی، موج دستگیری مسئولان و كادرهای سازمان از شب اول شهریور آغاز شد. بهدنبال این ضربه و دستگیریهای متعاقب آن، بیش از 80 تا 90درصد اعضای سازمان ازجمله تمام مركزیت آن دستگیر و روانه شكنجهگاههای رژیم شاه شدند.
دیكتاتوری وابسته شاه بر آن بود تا بنیانگذاران را به هر طریقی اعدام كند و سازمان مجاهدین را هم نابود سازد، به همین دلیل به محمد حنیفنژاد، پیشنهاد كرد كه اگر یكی از سه شرط زیر را بپذیرد و رسما اعلام كند، از اعدام آنها درخواهد گذشت. سه شرط عبارت بود از اینكه: یا رسماً اعلام كند كه دیگر مبارزه مسلحانه را قبول ندارد یا اعلام كند كه مجاهدین وابسته بهعراق هستند و یا علیه نیروهای ماركسیست موضع بگیرد. اما بنیانگذار كبیر سازمان معتقد بود كه تنها یك چیز حیات و دوام انقلابی مجاهدین را تضمین میكند و آن هم وفاداری و ایستادن بر سر اصولی است كه سازمان بر اساس آن بنا شده ولو اینكه بهای آن خون بنیانگذاران سازمان باشد.
رژیم جنایتكار شاه در تاریخ 31فروردین 1351 تعدادی از اعضای مركزیت و در تاریخ 4خرداد همان سال بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق را به جوخههای اعدام سپرد و به این ترتیب ننگ و لعنت ابدی را نصیب خود كرد.
و چنین بود كه بنیانگذاران و اعضای مركزیت سازمان مجاهدین خلق ایران با نثار خون پاك خود حقانیت و آیندهداری شجره طیبه مجاهد خلق را تضمین كردند و ارزشی والا و بینظیر در میان جنبشهای مترقی و انقلابی معاصر خلق كردند. آنان مرزبندی صوری و بیمحتوای «باخدا و بیخدا» را باطل دانستند و با اعلام این حقیقت كه در حیطه اقتصادی ـ اجتماعی، مرز اساسی از میان استثماركننده و استثمارشونده میگذرد، بنیاد ارتجاع و دینفروشی تحت نام اسلام را درهمكوبیدند و چهره اسلام انقلابی را بر تارك ایدئولوژیهای موجود تثبیت كردند.
اولین شهید سازمان مجاهدین احمدرضایی بود كه در 11بهمن سال 1350، طی یك نبرد قهرمانانه با انبوه مزدوران ساواك، كه منجر به كشته و زخمیشدن تعدادی از بازجویان و شكنجهگران شاه شد، بهشهادت رسید. اولین شهید زن سازمان نیز مجاهد قهرمان فاطمه امینی بود كه پس از تحمل شكنجههای قرونوسطایی دژخیمان شاه، در روز 25مرداد 54، بهشهادت رسید.
یكی از فرازهای تاریخی سازمان مجاهدین خلق ایران، ضربه خیانتبار اپورتونیستهای چپنما بر پیكر سازمان بود.
در مهرماه سال 54، در میان بهت و حیرت كلیه نیروهای انقلابی ایران، اپورتونیستهای چپنما، كه با سوءاستفاده از شهادت بنیانگذاران و اعضای مركزیت سازمان و اسارت مسعود رجوی، ـتنها بازمانده مركزیتـ بر سازمان مسلط شده بودند، طی یك كودتای خائنانه و جنایتبار زیرعنوان ماركسیسم، موجودیت تشكیلاتیـ ایدئولوژیك و موقعیت سیاسیـ اجتماعی مجاهدین را در معرض نابودی قرار دادند. در جریان این ضربه خیانتبار، اپورتونیستها با غصب نام و آرم و تشكیلات و تمامی امكانات مجاهدین و ارتكاب انواع جرائم و جنایات ضدانقلابی علیه اعضای سازمان، مواضع خود را تحت نام و عنوان سازمان مجاهدین اعمال و تحمیل كردند. آنها چندتن از كادرهای سازمان مجاهدین خلق ایران، ازجمله مجید شریف واقفی، عضو مركزیت سازمان را ناجوانمردانه ترور كرده و بهقتل رساندند.
مجاهدین خلق ایران در برابر این ضربه خائنانه اپورتونیستی به چپ و راست نیفتاده و مسعود رجوی، كه بعد از شهادت بنیانگذاران، رهبری سازمان را در زندان بهعهده داشت، مواضع سازمان در برابر این جریان خائنانه اپورتونیستی را، طی 12ماده در پاییز 55، مدون كرد و سپس در دسترس اعضای سازمان قرار داد.
به این ترتیب سازمان مجاهدین خلق ایران یكی از سرفصلهای حساس و تاریخی خود را بهیمن هوشیاری رهبریش پشت سرگذاشت و در30 دیماه 1357، با آزادی مسعود رجوی و موسی خیابانی از زندان، تشكیلات و كادرهای سازمان در انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران شركت كردند.
مجاهدین پس از رویكارآمدن خمینی دجال، همچنان بر آرمانهای آزادیخواهانه و استقلالطلبانه مردم ایران پای فشردند و در تاریخ 4اسفند 1357 با مخاطب قراردادن دولت بازرگان، كه ارگان رسمی رژیم بود، در قبال این رژیم اعلام موضع كردند.
اما خمینی خونآشام، كه رهبری انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران را بهناحق ربوده بود، پس از استقرار حاكمیتش به قلعوقمع آزادیها پرداخت كه از سركوب زنان شروع شد و با سركوب و تهاجم به مراكز سازمان مجاهدین و سپس دیگر نیروهای مترقی و همچنین احزاب و جرینانات وابسته به اقلیتهای قومی و مذهبی سراسر ایران، سركوب را گسترش داد و آتش جنگ را در كردستان، گنبد، خوزستان، تهران و سایر شهرهای كشور برافروخت.
مجاهدین در این هنگام به كار سیاسی روشنگرانه در سراسر كشور پرداخته و با تشكیل كلاسها و جلسات آموزشی، برگزاری میتینگها و تظاهرات و شركت در مبارزات انتخاباتی، در عرض دو سال به بزرگترین نیروی سازمانیافته تاریخ ایران تبدیل شدند بهطوری كه در سراسر ایران دفتر و مركز داشته و تیراژ روزنامهشان ـ«مجاهد»ـ به مرز 600هزار نسخه رسید.
در طول سالهای 1358 تا 1360 رژیم خمینی سركوب وحشیانه زنان را با شعار «یا روسری یا توسری» تداوم داد. در اردیبهشت 1359 بهمنظور تعطیلی كلاسهای تبیین جهان مسعود رجوی و نیز اعمال حاكمیت ضدمردمی خود بر دانشگاههای كشور كه اساساً حاضر به پذیرش هژمونی ارتجاعی و عقبمانده رژیم آخوندی نبودند، حمله به دانشگاههای كشور را نیز آغاز كرد و پس از بهخاك وخون كشیدن دانشجویان، دانشگاهها را بهمدت 3سال تعطیل كرد. كشتار ملیتها و اقلیتهای مذهبی و راه انداختن سیستماتیك دستههای چماقدار برای گسترش تور اختناق بر سراسر كشور نیز از دیگر اقدامات رژیم خمینی بود. مجاهدین اما، پس از قریب دو سال مبارزه سیاسی افشاگرانه با حداكثر خویشتنداری و انضباط تشكیلاتی در برابر ارتجاع خمینی، كه با قریب 70 شهید و هزاران اسیر و زندانی و شكنجهشده همراه بود، سرانجام در روز 30خرداد سال 1360، اتمامحجت تاریخی خود را با خمینی انجام دادند. در این روز بیش از نیممیلیون نفر از مردم قهرمان تهران در حمایت از مجاهدین به خیابانها ریختند و در یك تظاهرات مسالمتآمیز، بر مشروعیت رژیم خمینی مهر ابطال زدند. پاسداران بهدستور شخص خمینی به روی مردم بیگناه آتش گشودند و بسا بیرحمانهتر از شاه تظاهركنندگان را بهخاكوخون كشیدند. مجاهدین از آن پس با تقدیم 120هزار شهید والامقام از میان رشیدترین فرزندان مردم ایران، به یك مقاومت تمام عیار ایدئولوژیك، تاریخی و نظامی در برابر ایلغار خمینی كه نیروی مهیب ارتجاعی علیه ایران و اسلام بود، دست زدند. بر سرلوحه تابلو سراسر خون و فدای شهیدان مجاهد خلق نام اشرف رجوی، سمبل زن انقلابی مجاهد و موسی خیابانی، سردار شهید خلق میدرخشد.
مسعود رجوی در روز 30تیر سال 60، تأسیس شورای ملی مقاومت ایران را بهمثابه آلترناتیو میهنی و انقلابی برای رژیم پوسیده خمینی اعلام كرد ومتعاقباً درمردادماه برای سازماندادن همین آلترناتیو دموكراتیك، با یك پرواز پرمخاطره از قلب پایگاه شكاری دشمن از تهران به پاریس عزیمت كرد. اعلام تأسیس شورا و اقدام عملی برای شكلدادن آن، كه در تاریخ سیاسی ایران به این شكل كمنظیر بود، مورد توجه و استقبال بسیاری از احزاب، سازمانها، گروهها و شخصیتهای سیاسی، فرهنگی، نظامی، ورزشی و هنری قرار گرفت.
در جریان جنگ ایران و عراق و حمله نیروهای عراقی به خاك ایران، سازمان مجاهدین نیز در صف مستقل به جنگ با آنها پرداخت اما پس از اینكه عراق نیروهای خود را بیرون كشید و به پشت مرزهای رسمی عقب نشست و خواستار صلح عادلانه بین دو كشور شد، مجاهدین و شورای ملی مقاومت سیاست صلح را برای قطع آن جنگ ضدمیهنی كه فقط خمینی خواستار ادامه آن بود در پیش گرفتند و در تاریخ 19شهریور 1361 یعنی یك سال پس از عقبنشینی كامل نیروهای عراقی به مرزهای بینالمللی، مسعود رجوی در محل اقامت خود در اورسوراواز پاریس، اولین موافقتنامه صلح را امضا كرد. سپس شورای ملی مقاومت طرح صلح خود را بهتصویب رسانده و منتشر ساخت كه مورد حمایت بیش از 5000تن از وزیران، دولتمردان، رهبران احزاب سیاسی، نمایندگان پارلمانها و شخصیتهای برجسته سیاسی و اجتماعی از 57كشور جهان، قرار گرفت.
تجربه سالهای بعد سازمان نشان داد كه انقلاب ایدئولوژیك سرچشمه همه تواناییها و داراییهای مجاهدین در مصاف با دشمن پلید و ضدبشری شد. انقلابی كه با ورود مریم پاك رهایی به رهبری سازمان، مجاهدین را در اوج برخورداری از ایدئولوژی ناب توحیدی (عاری از هرگونه عنصر شرك آمیز استثماری) و رویینتن و شكستناپذیر كرد و قطعیت پیروزی بر دشمن خدا و خلق را تضمین نمود.
روز 17خرداد 1365، مسعود رجوی، رهبر مقاومت، بهدنبال فشار دولت دستراستی وقت فرانسه كه دركادر توطئههای پنهان و آشكار رژیم خمینی وآلتدستهای « ایرانی» اش و مماشات و زدوبند با این رژیم به ایجاد مانع و محدودیت علیه اقامت رهبری مقاومت در فرانسه دست زده بود، پاریس را بهمقصد عراق ترك كرد تا توطئههای دشمن را خنثی كرده و به الزامات مرحله جدید مبارزه برای سرنگونی رژیم ضدبشری كه در رأس آن تشكیل ارتش آزادیبخش قرار داشت، پاسخ گوید.
در روز 30خرداد سال 1366، رهبر مقاومت طی پیامی تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، بهمثابه بازوی استوار و پراقتدار خلق، كه از دیرباز در صدر آرزوهای عموم آزادیخواهان، میه پرستان و سرداران و پیشوایان آزادی ایران بوده را اعلام كرد و برای پیوستن نیروهای ملی به این ارتش فراخوان داد. اعلام تشكیل ارتش آزادیبخش، نوید سرنگونی محتوم دشمن خدا و خلق و پیروزی قطعی صلح، آزادی و استقرار حاكمیت مردمی در میهن اسیرمان ایران بود.
ارتش آزادیبخش ملی ایران، پس از انجام بیش از یكصد رشته عملیات نظامی علیه نیروهای خمینی و كسب پیروزیهای عظیم در عملیات آفتاب و چلچراغ، در تاریخ 3مرداد سال 1367 به بزرگترین تهاجم نظامی خود ـعملیات فروغ جاویدانـ برای سرنگونی رژیم قرونوسطایی خمینی اقدام كرد. رژیم خمینی در مجموع 55هزار تن از نیروهای خود را در این عملیات از دست داد. در عملیات فروغ جاویدان 1304تن از مجاهدان و رزمندگان ارتش آزادیبخش، بهشهادت رسیدند.
در تاریخ 6شهریور سال 1372، شورای ملی مقاومت ایران در اجلاس رسمی خود در بهارستان، مریم رجوی را بهعنوان رئیسجمهور مقاومت در دوران انتقال انتخاب كرد. اما تاریخ اعلام علنی این انتخاب و این مصوبه، مبتنی بر مقتضیات زمانی، بهعهده مسئول شورا گذاشته شد. در روز 26شهریور همان سال، مریم رجوی از مسئولیتهای خود در سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش استعفا كرد. در همین نشست، امرگزینش مسئول اول جدید سازمان با نظرپرسی و مشاركت همه مجاهدان، انجام گرفت و فهیمه اروانی، بهعنوان مسئول اول جدید سازمان انتخاب شد.
انتخاب و معرفی اعضای شورای رهبری و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران از آن پس هر دوسال یكبار در گردهماییهای بزرگی كه در نیمه شهریور بهمناسبت بنیانگذاری سازمان در سراسر جهان برگزار میشود، صورت گرفته است. در شهریور 1374 شهرزاد صدر، در 9شهریور 1376، مهوش سپهری، در شهریور 1378 بهشته شادرو، در شهریور 1380 مژگان پارسایی و در شهریور 1384، صدیقه حسینی بهعنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب شدند. در شهریور ماه 1386 مجاهدین خلق ایران، دوره مسئولیت مسئول اول خود، صدیقه حسینی را تمدید كردند. در كلیه این انتخابها و انتخاباتها، اعضای شورای رهبری، مسئولان، كادرها، گروههایی از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران و اعضای ستاد و سلسله مراتب فرماندهی ارتش آزادیبخش ملی و تعدادی از اعضای شورای ملی مقاومت شركت داشتند.
در یك گردهمایی انتخاب مسئول اول در سال76، مریم رجوی، رئيسجمهور برگزیده مقاومت، مسعود رجوی، رهبر مقاومت و خانم مرضیه، ستاره محبوب هنر ایران، شركت داشتند.
در این گردهمایی، مریم رجوی ضمن تبریك به مهوش سپهری، گفت «با ایقان و اطمینان میتوانم بگویم كه از این به بعد در كادر سازمان مجاهدین خلق ایران، نسرین بهعنوان همردیف من در زمینه تشكیلاتی، ایدئولوژیك و انقلاب، تكتك شما بهخصوص شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق، میتواند مسئولیت بهعهده بگیرد و از عهده همه آنها برآید». در همین سال، تعداد شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران، كه تماماً از زنان شایسته مجاهد خلق تشكیل میشود، به 583نفر رسید. رقم شعفانگیزی كه درسالهای بعد همچنان افزایش یافت.
به این ترتیب سازمان مجاهدین خلق ایران، پس از نزديك 5دهه كه توسط محمد حنیفنژاد، سعید محسن و علیاصغر بدیعزادگان، بنیان نهاده شد، با داشتن سرمایهیى عظیم از اعضا و سمپاتیزانها بهمثابه كادرهای سازمان، همانند شجره طیبهیی در سراسر ایران و جهان شاخه دوانده و با انقلاب مریم پاك رهایی به یك گنجینه عظیم ملی و میهنی تبدیل شده است. اكنون در میان همه دستاوردهای عظیم سازمان مجاهدین طی اين سالها، عالیترین دستاورد یعنی شورای رهبری سازمان كه حائز نقش حیاتی است، همچنان كه پیش از این اشاره كردیم، آزمایش ممتاز خود را طی دوران پايدارى پرشكوه 7ساله كه سازمان مجاهدین در زیر فشار توطئههای عظیم رژیم ضدبشری همراه با تبانی آن با 9دولت قرارگرفته بود و رهبری سازمان نیز حضور نداشت، این شورای رهبری و در رأس آن مژگان پارسایی جانشین رهبرى در اشرف و صدیقه حسینى مسئول اول مجاهدین، نهتنها توانستند نقش والا و بیبدیل خود را در حفظ و حراست و هدایت مجاهدین بهخوبی ایفا كرده و آزمایش تاریخی خود را با نمره ممتاز بهثبت برسانند و با كمك برادران مجاهد خود معجزه ماندگاری سازمان و اشرف پایدار را خلق كنند، بلكه توانستند نقش كارساز خود را در خلق دستاورد نوین شوراى رهبرى یعنى معرفى شاخصهاى راهنماى شوراى رهبرى از میان خواهران مجاهد، بیلان سرفرازانهيى به خلق و انقلاب و مردم ایران تقدیم نمایند.