پخش زنده

رادیو مجاهد

728 x 90

نمايش انتخابات رياست جمهورى ,

معنای تحریم انتخابات

-

انتخابات در رژیم ولایت‌فقیه چیزی جز جنگ قدرت نیست
انتخابات در رژیم ولایت‌فقیه چیزی جز جنگ قدرت نیست
یکی از شعارهای کارزار هزار اشرف برای آزادی: «نه بزرگ ملت ایران به شعبده انتخابات در رژیم ولایت‌فقیه. تحریم انتخابات قلابی در حاکمیت نامشروع آخوندی» است.

حالا یکی از سؤالاتی که مطرح هست این است که معنی تحریم انتخابات چیست؟ برای مثال چه در انتخابات شرکت کنیم و چه نکنیم، چه رأی بدهیم و چه ندهیم، بالاخره این رژیم یک رقم بالایی را در مورد کل شرکت کنندگان اعلام و یکی از جلادان یا شیادان رژیم را هم از صندوق در می‌آورد که برای مردم هم هیچ فرقی نمی‌کند. بنابراین تحریم کردن چه مفهومی و چه نتیجه‌یی دارد؟

در پاسخ به این سؤال باید گفت که تحریم انتخابات یک می‌نیمم دارد و یک ماکزیممی. حداقل آن شرکت نکردن در انتخابات و قدم نگذاشتن در حوزه‌های رأی‌گیری است.

این درست است که رژیم در نهایت یک عدد بالایی را اعلام می‌کند، چنان‌چه وزیر کشور رژیم هم 23فروردین 96 گفت که پیش‌بینی می‌کنیم که 70درصد شرکت کنند، اما رژیم و مشخصاً خود خامنه‌ای خیلی دلش می‌خواهد که حوزه‌ها شلوغ باشند. چون بارها گفته که باید به قدرتها نشان بدهیم که مردم این رژیم را می‌خواهند و علامتش هم شرکت در انتخابات است. حتی خامنه‌ای در صحبتهایش گفت که آنهایی هم که مخالف ولایت‌فقیه هستند، بیایند رأی بدهند. حتی به‌نحوی فهماندند که بیایید رأی بدهید حالا هرچی دلتان خواست بنویسید.

بنابراین از یک نفری که شرکت می‌کند به همان میزان کمک به خواست خامنه‌ای و دیکتاتوری چپاولگر ولایت است. همان‌طور که هر یک نفر که شرکت نمی‌کند در حد خودش، در حکم یک ضربه به رژیم است.

اما تحریم واقعی این است که با شرکت در کارزاری که جریان دارد، به هر میزان که امکان دارد در راستای رسوا کردن این رژیم و انتخابات قلابی‌اش فعالیت انجام بشود. از شعارنویسی روی دیوارها، تا فعالیت در فضای مجازی و هر کار دیگر.

همچنین این سؤال هم طرح می‌شود که آیا بهتر نیست شرکت کنیم و به بد رأی بدهیم تا از روی کار آمدن بدتر جلوگیری کنیم؟

در برابر این سوال، باید سؤال دیگری را قرار داد و آن این‌که مگر در نظام ولایت اصلاً بد و بدتری وجود دارد؟ بین مثلاً روحانی با رئیسی و احمدی‌نژاد چه تفاوتی هست؟ مگر همه آنها حافظ همین نظام ولایت‌فقیه نیستند.

واقعیت این است که افعی کبوتر نمی‌زاید و تجربه این سالیان همین را نشان می‌دهد که بین رفسنجانی و خاتمی و احمدی‌نژاد و روحانی هیچ تفاوتی نبوده است و اتفاقاً هرچه جلوتر آمده‌ایم، بحرانها بیشتر شده از فقر و بیکاری گرفته تا اعدامها که رشد و افزایش آنها با آمار و ارقام وجود دارد.

به‌رغم این‌که کاندیداها در سرکوب و غارت همدست هستند و تفاوتی با هم ندارند ولی شاهدیم که خودشان به‌شدت با هم درگیر جنگ هستند. مثلاً مهر‌ه‌ها و رسانه‌های باند روحانی مرتب به باند رقیب حمله می‌کنند و بر عکس، و مرتب افشاگری می‌کنند و دزدیهای همدیگر را رو می‌کنند. از آنجا که گفته شد که اینها یکی هستند و فرقی نمی‌کنند پس دلیل این وضعیت چیست؟

واقعیت این است که این به درون رژیم برمی‌گردد که بافت و ساخت درونی آن، باندی و مافیایی است. برای باندها و مافیا جنگ قدرت اصل است و در این جنگ هرباند دنبال منافع خود می‌باشد چرا که بود و نبودش همین منافع باندی است. آنجایی که یکی هستند و هیچ فرقی با هم ندارند، در سرکوب مردم و چپاول اموال ملی است. اما جنگ آنجا شروع می‌شود که کدام باند در قدرت، غارت و چپاول، دست بالا و سهم بیشتری را داشته باشد.

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات